برای من شعر نخوان

بخش اول “تو را چه سود فخر به فلک بر فروختن هنگامی که هر غبار راه لعنت شده نفرین ات می کند تو را چه سود از باغ و درخت که با یاس ها به داس سخن گفته ای آنجا که قدم برنهاده باشی گیاه از رستن تن می زند چرا که تو تقوای خاک […]

دست از سر نارسیس بردارید

پیش نوشت: قبل از خواندن این نوشته لطفا اول به اینجا سر بزنید. شباهت من به نارسیس افسانه ای می دانم این سوال همیشه گوشه ی ذهن ات رژه می رود: خود شیفته ،عشق را چطور درک می کند؟ با اینکه هیچ گاه ترجیحم این نبوده است تا رابطه ای را که شما به آن […]

تو، نقاب ات نیستی(۲)

پیش نوشت : قبل از خواندن این نوشته لطفا اول به اینجا سر بزنید . ملاقات من و روان شناس امروز یادم افتاد که تو هم مدافع روان شناسان و طرفدار آنها هستی، مثل خیلی از افراد دیگری که ادعای فهم و کمالات دارند و براین اساس خیال می کنند می توانند به انسانهای دیگر […]

بند بازی روی طناب(۱)

پیش نوشت ۱ : از مدتی پیش تصمیم گرفتم تا در باره ی خودشیفته ها بنویسم . کاوش در هزارتوی این شخصیت های پیچیده همیشه برای من جذابیت داشته است. به طور مثال تناقض های درونی بعضی از این افراد جالب توجه است به خصوص راجع به مسئله ی همدلی(توانایی درک احساسات دیگران). با اینکه […]