نقاشی از شخصیت آدمها

تصویر سازی های ما

همه ی ما از دوران کودکی یاد گرفتیم که طی ارتباط و تعاملی که با هم داریم از هم تصویر ذهنی بسازیم .مهم ترین امتیاز تصاویر ذهنی این است که با کمک آنها می توانیم رفتار همدیگر را پیش بینی کنیم. تصاویر ذهنی بر اساس نوع ارتباط ما با هم (عاطفی،اجتماعی)شکل می گیرند و کاملا هم تابع تجربه های شخصی ما در روابط عاطفی و اجتماعی مان هستند. اما می دانیم که اتکا به تجربه به تنهایی نمی تواند ضامن کیفیت روابط ما باشد . چه بسا که ما از همین تجارب هم به درستی استفاده نمی کنیم:چقدر تصاویر مخدوش شده و غیر واقعی از هم می سازیم که یا در بند آنها اسیر می شویم یا انکارشان می کنیم و درواقع خیلی از مواقع برخوردهای غیر سازنده ای با این تصاویر و تجارب ارتباطی مان داریم اما از اینها گذشته آشنایی با مدل های شخصیت شناسی از جمله MBTIهم درکنار تجربه ی شخصی ضرورت دارد تا بتوانیم تصویری از تیپ شخصیتی هر فرد هم در ذهن ترسیم کنیم تا به واسطه ی این دانش و ترکیب آن با تجارب شخصی کیفیت روابط مان را افزایش دهیم.

دانش تیپ شناسی

از زمانی که با مدل MBTIآشنا شدم از هر تیپ شخصیتی یک تصویر در ذهنم ترسیم کردم و بر این اساس گاهی سعی کردم تیپ شخصیتی افرادی را که با آنها در ارتباط هستم کشف کنم .چنین کشفی به من کمک می کند تا تصویری که از یک تیپ دارم را با تصویر اولیه ای که از شخصیت فردی خاص دارم تطبیق دهم .هرچند یک تصویر هر چه ساده تر ترسیم شود به این معناست که دقت پایین تری دارد اما من ابتدا تصاویر را ساده میکشم و بعد به اضافه کردن جزئیات و پیچیدگی ها می پردازم (چه تصویر تیپ شخصیتی و چه تصویر متاثر از تجارب شخصی)کاری که من انجام می دهم شبیه کار یک نقاش است با این تفاوت که آنچه نقاش می کشد لزومی ندارد حتما واقعی باشد و درضمن اثر نقاش پویا و منعطف نیست اما تصویری که من از شخصیت ها میکشم هم باید واقعی باشد و هم می دانم که بخش هایی از آن پویا و متغیر خواهد بود. تصویری که من امروز از شخصیت یک فرد میکشم با تصویری که ۵ سال دیگر از او در ذهن دارم متفاوت خواهد بود(هر چند جنبه هایی از آن هم همیشه ثابت می ماند)

در هر حال تصویر دقیق تر ،تصویری ست که قدرت پیش بینی ما را در روابط

افزایش می دهد.

بهتر است موضوع را با ذکر مثال و به شکل ساده تری مطرح کنم:

تیپ شخصیتی یکی از همکاران من ISTJ است . می دانم که او فردی ست علاقه مند به برنامه ریزی های جزئی ،زمان بندی های دقیق و تهیه ی فهرست برای انجام امورات روزمره . تا اینجا با شناختی که از او دارم می دانم که صحبت کردن راجع به ایده های کلی بدون برنامه برای او جذابیتی ندارد و از نظر او چنین کاری بی فایده است .من بر اساس تجربه ی ارتباطی که با او داشتم متوجه شدم اگر به او بگویم که فهرستی از ایده های کلی را آماده و مکتوب کردم و می توانیم طی یک جلسه ی کاری در مورد نحوه ی اجرایی شدن یکی از این ایده ها با هم صحبت کنیم به احتمال زیاد از چنین پیشنهادی استقبال خواهد کرد .از طرف دیگر می دانم که اگر جلسه طولانی شود (مثلا بیشتر از یک ساعت و نیم)همکارم خیلی زود خسته می شود (که این موضوع ربطی به تیپ او ندارد) پس سعی میکنم در ۴۵ دقیقه ی اول جلسه مهم ترین صحبت ها را بیان کنم . جزئیات بسیار دیگری هم در ارتباط ما دونفر با هم وجود دارد که با کسب تجربه ی ارتباطی بیشتر ، استفاده از دانش تیپ شناسی و دانش های دیگر می توان این جزئیات را به تصویر ذهنی اضافه کرد .

تجارب کلی که من تا به حال از این تصویر سازی ها به دست آوردم:

۱- تصویر سازی از شخصیت افراد این امکان را به تو می دهد تا بتوانی انتظارات خودت از آنها را مدیریت کنی و چنین کاری اغلب قدرت و تسلط زیادی در روابط به تو می دهد.

۲- به تصویری که از شخصیت دیگران در ذهنت می سازی نچسب و به این تصاویر دلبسته نشو چرا که تصویر ذهنی تو دیر یا زود تغییر خواهد کرد (کلمه ی تغییر را بدون قضاوت ارزشی در نظر بگیر)

۳- راجع به تصاویر ذهنی ات با کسی صحبت نکن خصوصا با کسانی که ازآنها تصویر دقیق تری داری و مخصوصا با افرادی که با آنها روابط عاطفی داری در این مورد حرفی نزن چرا که بستر روابط عاطفی برای طرح چنین تحلیل هایی مناسب نیست.

۴- تصویرت را بیشتر بر اساس واقعیت و آنچه میبینی بساز نه برداشت های شخصی خودت . تصویر سازی ها هرچه بیشتر با واقعیت منطبق باشد خطای کمتری دارد.

۵- راجع به تصویری که از شخصیت یک فرد خاص در ذهنت می سازی حکم کلی نده . تصویر تو بر اساس تجاربی ست که خودت در ارتباط با او ساخته ای ممکن است این فرد در ارتباط با تو رفتار ویژه ای نشان دهد که در ارتباط با افراد دیگر این رفتار را آشکار نکند . درواقع ممکن است او بخش هایی از شخصیت خودش را برای تو نمایان کند که همین بخش ها برای دیگران پنهان است یا برعکس . پس تصویر ذهنی تو از شخصیت یک فرد فقط مختص خود توست.

۶- اجازه نده رویدادهایی که در موقعیت های خاص اتفاق می افتد تصویر ذهنی تو از یک فرد خاص را خیلی تغییر دهد .افراد در شرایط استرس زا گاهی ممکن است کاملا ناشیانه و بدون فکر رفتار کنند . پس رفتارهای وابسته به موقعیت را از رفتارهایی که متاثر از صفات فرد هستند جدا کن . به طور مثال شخصی که اغلب اوقات آرام و خود دار است ممکن است وقتی موبایل خودش را گم می کند به شدت بی قرار و حتی پرخاشگر شود. در چنین موقعیت هایی بلافاصله دست به تصویر کلی که از این فرد داری نزن

۷- همیشه سعی نکن شخصیت واقعی افراد را بشناسی .گاهی شناخت نقاب آنها کارسازتر و موثر تر است .

۸- تصاویر ذهنی مثل یک موجود زنده همیشه نیاز دارند که کامل تر، دقیق تر و واقعی تر شوند.

۹- مثل یک نقاش ماهر و با حوصله باش . عجله نکن تا تصویرت از شخصیت یک فرد را زودتر بکشی و تمام کنی.

۱۰- اگر فردی تو را ناکام یا ناامید کرد بلافاصله تصویری که از او کشیدی را خط خطی نکن. شاید این خط خطی ها بعدها به این راحتی پاک نشود و با گذشت زمان شاید حتی نتوانی بین خط های اضافه ای که خودت کشیدی با آنچه واقعا وجود دارد تمایز قائل شوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *