دست از سر نارسیس بردارید

پیش نوشت: قبل از خواندن این نوشته لطفا اول به اینجا سر بزنید.

شباهت من به نارسیس افسانه ای

می دانم این سوال همیشه گوشه ی ذهن ات رژه می رود:

خود شیفته ،عشق را چطور درک می کند؟

با اینکه هیچ گاه ترجیحم این نبوده است تا رابطه ای را که شما به آن صمیمیت یا “رابطه ی صمیمانه” می گویید تجربه کنم اما عشق را می فهمم . من به عشق بی اعتنا نیستم ولی زمانی به آن مجال بروزو ظهورمی دهم که کسی، تصویری راکه ازخودم ساختم می ببیند،باورش می کند و آن را می ستاید. من آنقدر برای به دست آوردن عشق می جنگم تا عشق خودش در برابرم تعظیم کند.

اغلب برای معرفی من داستان نارسیس، شخصیت افسانه ای راشرح می دهند:جوان زیبایی که عکس خودش را در آب چشمه دید، شیفته ی آن شد و به خاطر همین شیفتگی جان سپرد. هرچند این همه ی ماجرا نیست و نباید تنها از یک زاویه به این روایت نگاه کرد.اما داستان زندگی من چه ربطی به سرگذشت نارسیس بیچاره دارد؟ من در زندگی مبارزه را انتخاب کردم. مبارزه برای به دست آوردن زیبایی، موفقیت اجتماعی و شهرت . من عاشق تصویری هستم که از خودم برای دیگران می سازم .هرچند این را هم فراموش نکن که قدرت جاذبه و اثرگذار بودن من ذاتی ست شاید تنها ازهمین نظر شبیه نارسیس افسانه ای هستم، با این حال فقط به این اکتفا نمی کنم. من مبارزه کردن را دوست دارم .افتخار می کنم به اینکه یک مبارز هستم

هیچ کس هنوز خبر ندارد درون من برای ساختن تصویری که می خواهم از خودم به نمایش بگذارم، چه غوغایی ست . کسی نمی داند چه اضطراب های کمرشکنی را تحمل کردم و میکنم ،وقتی تصویری که از خودم برای دیگران ساختم هزار تکه می شود و بعد تکه تکه ها را جمع می کنم و دوباره به هم پیوند می دهم .اما این اتفاق بیش از آنکه آزرده و دردمندم کند انگیزه بخش است ، چرا که کمک می کند برای ساختن و حفظ تصویر مطلوب از خودم مصمم تر شوم. پس من را با نارسیس افسانه ای یکی فرض نکن. نارسیس مغلوب مرگ کجا و مبارزه طلبی های من برای تصاحب عشق کجا!

جمله ی روانپزشکی صاحب نام را همیشه در ذهن دارم ، او به من گفت:” تو در یک زمینه ی خاص اعجوبه هستی اما اشتباهی این اعجوبه بودن را به سایر جنبه های زندگی ات هم تعمیم دادی ” .

چرا اشتباهی؟ مگر به عنوان فردی اعجوبه شناخته شدن اتفاق رایجی است که من یا شما بخواهیم با آن ساده برخورد کنیم یا دست کم روی آن بگذاریم ؟این تعمیم اشتباه است یا شما می خواهید اشتباه باشد؟

بگذار اعتراف کنم :از اینکه درک نمی شوم به شدت می رنجم .

کم نیستند کسانی که من رابه بی خردی متهم می کنند و درواقع من را فردی باهوش اما کم عقل به حساب می آورند .اما اگر من نبودم و شما را راهنمایی نمی کردم چطور می خواستید اهمیت خردمندی و عاقل بودن را (البته به قول خودتان) درارتباط با هم کشف کنید؟

پی نوشت: اشاره به اعجوبه بودن خودشیفته ها در یک زمینه ی خاص نقل قولی است که از استاد خوبم – دکتر علیرضا شیری شنیدم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *