رهایی از زندان ذهن


کتابی درباره ی شناخت افکار

اگر جویای مطالعه ی کتابهایی با زمینه ی روان شناسی کاربردی (خصوصا در رابطه با افکار و باورها )هستید ،احتمالا با ماتیو مک کی هم آشنایی دارید . او با کمک همکارانش بیشتر از ۲۰ کتاب نوشته و آنها را منتشرکرده است که تعدادی از انها به فارسی ترجمه شده . من تا به حال ۴ کتاب از این نویسنده خوانده ام و نثر ساده و روان و جذاب و صمیمی او را دوست دارم.البته از هنر مترجمان خوب هم نباید غافل بود . مترجمان کتابهای مک کی اغلب دانش آموخته ی رشته ی روان شناسی هستند افرادی همچون دکتر حسن حمیدپور،دکتر زهرا اندوز و دکتر مهرناز شهرآرای

کتاب رهایی از زندان ذهن یکی از همین کتابهاست که مک کی با همکاری کاترین سوتکر آن را نوشته است . این کتاب توسط دکتر حمید پور و خانم اندوز ترجمه شده و انتشارات ارجمند آن رابرای اولین بار در سال ۹۰ به بازار عرضه کرده است. عنوان دیگر کتاب این است: هر فکری را جدی نگیر.

این کتاب هم مثل کتاب برف در تابستان ما را دعوت می کند به اینکه مشاهده گر ذهن خودمان باشیم. البته حال و هوای کتاب مک کی به کلی با فضای معنوی برف در تابستان متفاوت است و بیشتر مبتنی بر ارائه ی تکنیک و راه حل برای مشاهده ی افکار و قضاوت نکردن درباره ی افکار است .

محتوای کتاب در سه بخش تنظیم شده است:

بخش اول شامل شناخت افکار ، مشاهده ی آنها و چگونگی تغییر دادن فکر است

بخش دوم درباره ی نقش و تاثیر افکار در زندگی ست

بخش سوم در باره ی این است که چطور بیاموزیم افکار خودمان را مشاهده کنیم و درگیر محتوای آن نشویم .

در بخش سوم کتاب تکنیک های جالب و جذابی ارائه شده است ازجمله اینکه تصویر افکارتان را بکشید.

از متن کتاب:

“تصور کنید که یکی از افکار تر س آورتان به یک گوریل بزرگ تبدیل شده که با آن جثه ی عظیم اش ، شما در مقابلش به اندازه ی یک بند انگشت هستید. کشیدن تصویر یک فکر چگونه می تواند رابطه و واکنش شما را نسبت به آن تغییر دهد؟این تمرین -کشیدن تصویر افکار شیوه ای است برای کاهش اثر افکارتان و به شما این فرصت را می دهد تا کمی از این افکار فاصله بگیرید”.

یکی دیگر از تکنیک های جالبی که معرفی می شود این است: افکار سرزنش گرانه و تهدیدگرانه ی خودتان را با آهنگ تولدت مبارک بخوانید .مثل این فکر :

من آدم بسیار احمقی هستم.

البته وقتی ما درگیر هیجانات شدید خشم و غم وترس هستیم بعید است که بتوانیم از این تکنیک در لحظه استفاده کنیم و استفاده از این شیوه در شرایط عادی معقول تر به نظر می رسد.هرچند تعداد زیادی از افراد ممکن است استفاده از این شیوه ها را حتی در شرایط عادی کاری دور از ذهن و تمسخر آمیز بدانند و روان شناسان مبدع این روش ها را به رگبار انتقادات ببندند بی خبر از اینکه در واقع همین چسبیدن به آموخته ها و عادات قبلی تقویت شده هستند که اجازه نمی دهند روش های جدید را بپذیریم و امتحان کنیم.

شاید بعضی از این تکنیک ها با توجه به تفاوت های فرهنگی جامعه ی ما با جامعه ی آمریکا(ملیت نویسنده )چندان عملی نباشد اما حداقل از این نظر که روش های نو و خلاقانه ای برای مواجهه با افکار پیشنهاد می دهد قابل توجه و تامل است.مترجمان هم در پیشگفتار خاطر نشان می کنند که خواننده در ابتدای امر ممکن است دچار خطاهای شناختی شود و بخواهد از مطالعه ی کتاب صرفه نظر کند اما به نفع خواننده است که تسلیم افکارش نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *