LIBERAL ARTS فیلمی درباره ی عشق و تعهد

LIBERAL ARTS فیلمی خوش ساخت و قابل تامل درباره ی روابط عاطفی بین ما انسان هاست . چه روابط عاشقانه و چه روابط دوستانه . داستان درباره ی تعلق خاطر به یکدیگر،وابستگی ها و جدایی هاست .

شخصیت های اصلی( و همین طور غالب شخصیت های فرعی) داستان افرادی تحصیل کرده و علاقه مند به کتابخوانی هستند و دانشگاه و مطالعه و یادگیری جایگاه ویژه ای در زندگی شان دارد . اما درباره ی روابط عاطفی دانش و بینش کمتری دارند و نیازمند یادگیری در این مورد هستند و در نهایت هم در مسیر جریان این یادگیری قرار می گیرند .

شخصیت های اصلی داستان پسری به نام – جسی فیشر و دختری به نام -زیبی هستند آنها تصور می کنند که می توانند روابط عاشقانه شان را کاملا آگاهانه انتخاب و مدیریت کنند اما در این راه با چالش هایی روبه رو می شوند که انتظار مواجهه با آنها را ندارند : جسی مردد است و نمی داند آیا می تواند رابطه ای عاشقانه با دختری که ۱۶ سال از خودش کوچکتر است را شروع کند یا نه ؟ و زیبی هم تصور می کند که انتخاب درست برای او این است که با پسری جاافتاده و پخته رابطه ی عاشقانه بسازد اما با این حال تردیدهای جسی برای زیبی قابل فهم نیست و دراینجا دختر هم دچار تعارض می شود .

جسی بیشتر به روزهای آینده و سرانجام این رابطه فکر می کند ولی تمام توجه زیبی به هیجانی است که در زمان حال او را احاطه کرده است .از نظر او هیچ چیز غیر طبیعی در این رابطه وجود ندارد و مهم ترین دلیلی که آنها باید با هم بمانند این است که همدیگر را دوست دارند و سلیقه ی مشترک در موسیقی هم این جاذبه را پررنگ تر کرده است اما برای جسی دوست داشتن و هیجان اول رابطه به تنهایی کافی نیست چرا که او می خواهد به کسی متعهد شود که بیشترین تناسب را خصوصا از نظر سنی با خودش دارد ولی با این حال به جاذبه های ابتدای رابطه هم “نه” نمی گوید و یارای مقاومت در برابر شور و هیجان زیبی را ندارد هر چند در نهایت اجازه نمی دهد که رابطه به مرز جدی شدن برسد و با گفتن یک “نه” به موقع زیبی را غافلگیر می کند . جسی تجربه ی این رابطه ی کوتاه را نقطه ی عطفی در زندگی اش می داند و بعد از اتمام رابطه برای زیبی می نویسد:

تو با اینکه ۱۶ سال از من کوچکتر هستی اما کاری کردی که بالاخره عقلم به سنم برسه و بزرگتر بشم .

یکی از جملات خوب فیلم که از زبان پسر کلاه قرمز(دوست جسی فیشر) بیان می شود این است:

دلیلی برای ترسیدن نیست و همه چیز عالیه…عاشق باش پسر

برداشت من از این جمله با توجه به موضوع فیلم :

میل به حفظ وابستگی ها و ترس از رها شدن عمده ترین ترس های ما هستند .کافی ست از ورای آنها به روابط مان نگاه کنیم تا ببینیم یک رابطه ی عاطفی تا چه اندازه می تواند برای ما منبعی برای رشد روانی باشد و چقدر می تواند به بزرگتر شدن ما کمک کند . بله همه چیز عالی ست به خاطر موهبت هایی که یک رابطه ی عاطفی برای ما دارد پس بهتر است عاشق روابط مان باشیم بدون اینکه شفافیت و زیبایی آنها را به وابستگی های کودکانه آلوده کنیم .

چند پیام مهم فیلم برای من

ما به کسانی تعلق خاطر پیدا می کنیم که به ما کمک می کنند به خودمان نزدیک تر شویم و خودمان را بهتر بشناسیم .

یک اشتباه بزرگ این است که به خاطر تر س از وابستگی ، عشق و دوستی را از پایه و اساس انکار کنیم

تنها کسانی که به دوستی ایمان دارند می توانند امیدوار زندگی کنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *