داستانی برای شنیدن

short story man pulling-woman pressure

مرا با اندوهم رها نکن

زندانی ام کن با دستی که آفتاب می ریزد

بردریچه ی زندانم

بازگرد تا بسوزانی ام

اگر مشتاق منی

مشتاق من با سنگ هایم

با درخت های زیتونم

با پنجره هایم

با گلم

وطنم پیشانی توست

صدایم را بشنو و تنها رهایم نکن

محمود درویش-شاعر فلسطینی

ما در روابط عاطفی مان به جز درک شدن به چه چیز دیگری نیاز داریم ؟ آیا درک شدن همان گونه که واقعا هستیم مهم ترین نیاز دور از دسترس ما نیست ؟ نیاز مغفول مانده ای که همچون رازی سر به مهر نادیدنی ست اما می تواند شنیدنی باشد . ما با ترس ها ،عصبانیت ها ، شکایت ها و رنجش هایی که ابراز می کنیم زخم هایمان را فریاد می زنیم. اما اوج تراژدی اینجاست که کسی حتی صدای ما را آن گونه که نیاز داریم نمی شنود.

چه کسی آنچه را نمی تواند ببیند باور خواهد کرد ؟

بدون تردید ،کسی که خوب شنیدن را یاد گرفته است .

یکی از زیباترین جملاتی که درباره ی همدلی خواندم این جمله بود :

هر کسی که ملاقات می کنید ،در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز درباره اش نمی دانید

چنین جنگی دیدنی نیست اما شنیدنی ست اگرچه گوش خراش اگرچه دلهره آور

4 دیدگاه برای “داستانی برای شنیدن

  1. سلام
    از “خوب گوش دادن” مختصر و مفید نوشتید ؛
    تا انتهای متن تصور میکردم در ستایش “خوب حرف زدن” میخواهید بنویسید . مخصوصا در پاسخ به این سوال عجیب که “چه کسی آنچه را نمی تواند ببیند باور خواهد کرد ؟”
    من در جواب گفتم : کسی که خوب تفهیم شده باشد ، کسی که با بیان درستت ، تو را درک کرده باشد ،
    )حتما که برداشت من ناشی از سوگیری شخصی و خطاهای شناختی ام بوده اما سوالتون بشدت قابل تامل بود . هنوز به این فکر میکنم که خوب گوش کردن مهم تراست یا خوب بیان کردن؟! )

    1. سلام حسین گرامی
      سپاسگزارم بابت دقت نظرتون
      قطعا زاویه ی نگاه شما هم به این موضوع قابل بحث هستش و برای من که آموزنده بود
      همچنان فکر می کنم خوب گوش کردن مهم تره چون به توانایی همدلی بیشترمربوط میشه .خوب بیان کردن هم از نظر اهمیت سهم خودش رو داره ولی کافی نیست.چون اگه کسی به بهترین نحو ممکن هم بیان کنه اگه طرف مقابلش میلی به شنیدن نداشته باشد پس چیزی نخواهد شنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *