داستانی درباره ی خودباوری و امید در روابط عاطفی

جنگجوی عشق بخشی از سرگذشت گلنن دویل ملتن ،نویسنده ی این کتاب است . داستانی درباره ی گم شدن در خود و دوباره پیدا شدن. در اولین صفحه ی کتاب این جمله را به نقل از ژان دارک می خوانیم:

نمی ترسم،به دنیا آمده ام که نترسم.

نویسنده مسیری را که از نقطه ی ترس تا رسیدن به امنیت پشت سر می گذارد شرح می دهد . او از اتفاقات سفری می گوید که بیشتر درونی ست تا بیرونی . او در این سفر بیش ازهمه با افکار،احساسات تردیدها ،تمایلات و خاطرات خودش همراه است .هنر گلنن این است که فقط بازیگری در صحنه ی زندگی اش نیست .او مشاهده گری تیزبین است و همزمان می تواند بیرون از صحنه بایستد و ناظر اتفاقات زندگی،خصوصا روابط عاطفی اش باشد .

با خواندن این داستان به اهمیت میزان خودباوری،پذیرش و امیدواری در روابط عاطفی بیشترفکر می کنیم:

خودباوری اجازه نمی دهد در روابط اشتباه بمانیم یا حداقل به ما کمک می کند تا کیفیت روابط مان را تغییر دهیم .

پذیرش به ما کمک می کند اشتباهات طرف مقابل را درک کنیم و اورا ببخشیم .

امیدواری این فرصت را به ما می دهد تا بخش های ارزشمند رابطه مان را نادیده نگیریم.

جملاتی از کتاب

_ من یه هنرمندم و خودم ابزار خودمم

_ هیچ راهی وجود ندارد که بتوانی در صحبت کردن هم به اندازه ی نوشتن صادق باشی.

_ تصمیم گیری،برای انجام کار درست یا اشتباه نیست،بلکه برای انجام کار دقیق است.کار دقیق همیشه به شدت شخصی ست و معمولا برای هیچ کس دیگر قابل توجیه نیست.خدا با آدم ها مستقیم صحبت می کند و یکی یکی.

_ شاید کار عشق همین است،ماندن در کنار چیزی که قدرتمندتر از ماست:عشق و رنج. انگیزه ای که آن ها را کنارمان نگه می دارد،این است که می دانیم عشق و رنج ما را می کشد ،اما فقط بخشی ازما را

4 دیدگاه برای “داستانی درباره ی خودباوری و امید در روابط عاطفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *