دروغ نمی شود گفت

امروز ناخودآگاه یاد یکی از مصاحبه ها ی تلویزیونی (اگر اشتباه نکنم ۵ یا ۶ سال پیش) با محمود دولت آبادی افتادم. در آن مصاحبه از دولت آبادی سوال شد : رابطه ی شما با سینما چطور است؟

دولت آبادی جواب داد: ” خوب نیست،خوب نبود و خوب نخواهد بود. من با صنعت که قاطی هنر میشه نمی تونم کنار بیام .شما الان که با من صحبت می کنید همین حرفا رو کمی جا به جا کنید معنا عوض میشه. تئاتر رو برای این دوست دارم که از زمانی که پرده باز میشه تا زمانی که پرده بسته میشه توش کمترین دروغی نمیشه گفت. اما در سینما میشه، در مطبوعات میشه گفت ، در تلویزیون میشه گفت اما در ادبیات و تئاتر نمی شود دروغ گفت.”

این دیدگاه دولت آبادی برای من یادآور حساسیتی ست که نسبت به روان شناسی تجاری دارم : من هم با تجارت که وارد روان شناسی شود نمی توانم به راحتی کنار بیایم ، همان طور که صنعتی شدن هنر به اصالت هنر خدشه وارد می کند ،تجاری شدن روان شناسی هم به اصالت اش ضربه زده است. جاذبه های روان شناسی این حرفه را مستعد سودجویی کاسبان کرده است و وقتی سودجویی هدف باشد دروغ و فریب هم ابزار کار خواهند بود .

احتمالا در بعضی مشاغل بدون دردسر می شود دروغ گفت ( شاید نمونه هایی از این نوع مشاغل را سراغ داشته باشید) اما در مشاغلی که نیازمند کسب شایستگی و صلاحیت های اخلاقی هستند نمی شود( یا بهتر است بگوییم نباید ) دروغ گفت. معلمی ،پزشکی و روان شناسی (فعالیت های مشاوره ای و درمانگری ) از جمله حرفه هایی هستند که در آنها دروغ گفتن دردسرساز است.

اما چه می شود که در روان شناسی بازاری، سودجویان به راحتی دروغ می گویند و آب از آب تکان نمی خورد؟

اگر مخاطبان سنجه ای داشتند و وزن دروغ هایی را که شنیده بودند می سنجیدند

متوجه می شدند تمام آنچه به اسم سیب در پکیج های خوش رنگ به آنها فروخته شده ،درواقع کاهو بوده است.

2 دیدگاه برای “دروغ نمی شود گفت

  1. -تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی حال آدم بد است این حرام‌زاده فقط حال آدم را بدتر می‌کند. یک مشت چهره‌ی خالی از روح که پشت سر هم می‌آیند و می‌روند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمق‌هایی که بعضاً مشهور هم هستند

    📓 عامه پسند
    ✍ #چارلز_یوکوفسکی

    کاملا درست میگی ساجده دروغ گفتن توی بعضی مشاغل واقعا خطرناکه و آسیب زاس

    ولی ساجده گاهی فکر میکنم بعضی آدم ها اون چیزی رو که به دیگران ارائه میکنند و به قطع یقین دروغ هایی هستند که با آب و تاب تزئین شدند حتی خودشون هم باور میکنند و شاید این از اعتماد به نفس کاذبیه که دارند و البته ناآگاه بودن اطرافیان هم کمک میکنه به این اتفاق
    و یه نکته ی دیگه هم که با خوندن متنت بهش فکر کردم اتفاقی بود که بعد از کنکور می افته و یه عده بدون اینکه لیاقت ، توانایی و استعدادی داشته باشند با وجود سهمیه های عجیب و غریب میتونن به رشته های اینچنینی وارد بشند و دیگه بعدشم مشخصه که چی میشه
    البته اینکه خود دانشگاهها چقدر خروجی باارزشی دارند بحث جداس

    در زمینه ی روانشناسی هم که خیلی ها با خوندن چهارتا کتاب مدعی میشند و …

    1. جمله بوکوفسکی رو دوست دارم .

      آره راضیه
      به نظرم در ادامه ی جمله ی دولت آبادی هم میشه گفت: در دانشگاه قشنگ تر از تلویزیون می شود دروغ گفت و به آدمهای دروغی پر و بال داد.
      اما به نظر میاد همون طور که جهان اولی ها به سمت مفهوم صلاحیت رفتند و این مسئله براشون توی حرفه های مختلف( خصوصا روان شناسی) حل و فصل شد ،جامعه ما هم همین راه رو پیش رو داره و بالاخره به این سمت میره .هر چند دیر و هر چند دور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *