روان شناس حرفه ای مطلوب جامعه ی امروز

این روزها تا چشمم به صفحه اکسپلور اینستاگرام می افتد، مشاوران و واعظان جدیدی رامی بینم که با شورو شوق زیاد درمورد مهارت های ارتباطی وهوش هیجانی صحبت می کنند. با دیدن شان به این موضوع فکرمی کنم که اگر دکترعلی اکبر سیاسی و دکتر سعید شاملو( که زمانی دغدغه ی رشد و توسعه ی روان شناسی در ایران را داشتند و تلاش های زیادی در این راه کردند) شرایط فعلی رشته ی روان شناسی و حرفه ی روان شناسی را می دیدند چه کار می کردند؟

آیا پیش بینی می کردند روزی فرا می رسد که از هر ده ایرانی هر کدام اراده کنند می توانند عنوان روان شناس را به خودشان نسبت دهند و شروع به ارشاد و راهنمایی مردم کنند؟

آیا پیش بینی می کردند روزی اصطلاحاتی مثل عزت نفس سالم ،اعتماد به نفس کاذب ،هوش هیجانی بالا یا پایین ،شخصیت خودشیفته،شخصیت مهرطلب به کلماتی رایج در مکالمات روزمره بخشی از مردم تبدیل می شودو دانش روان شناسی هم در بازار خرید و فروش خواهد شد ؟

اگر هنوز با همان تجربه و پیشینه در کنار ما حضور داشتند چه اندرزها و پیشنهاداتی داشتند؟

آیا از مقتضیات زمانه ی خودشان فاصله می گرفتند و جوان ترها را راهنمایی می کردند یا از چارچوب زمانه ی خودشان فراتر نمی رفتند و راه انزوا در پیش می گرفتند؟

پاسخ این سوالات را نمی دانم اما می دانم آنچه ما مطلوب می دانیم ازدورانی به دوران دیگر فرق می کند و زمانی هم خواهد رسید که آنچه در حال حاضر مطلوب ماست دیگر اهمیتی نخواهد داشت یا آنقدر عادی شده است که دیگر مطلوب به حساب نمی آید.

درزمانه ی دکتر سیاسی روان شناسی در ایران هنوز هویت مستحکمی نداشت و مطلوب این بود که روان شناسی به عنوان یک رشته ی تحصیلی مستقل از فلسفه و الهیات معرفی شود .

در دوران دکتر شاملو علم و دانش روان شناسی رشد فزاینده ای داشت ودرانحصار جامعه روان شناسان بود و مطلوب این بود که روان شناسی جایگاه خودش را در بین عموم هم پیدا کند( البته باز هم نه مثل آنچه امروز شاهدش هستیم.)

از زمانی که دکتر شاملو در آخرین ویرایش کتاب روان شناسی بالینی خودشان بخشی را هم به معرفی روان شناسی بالینی در ایران اختصاص دادند، نوزده سال می گذرد و در طی این مدت، روان شناسی تغییر و تحولاتی را پشت سر گذاشت که بخشی از این تحولات به هیچ شکل قابل پیش بینی نبود.

با همه ی این فراز و نشیب ها ما امروز به این نقطه رسیدیم که مطلوب جامعه ی امروز این است که پالایشی اساسی در حرفه ی روان شناسی و عملکرد روان شناسان اتفاق بیافتد تا در نهایت بخشی از خروجی این پالایش، اثربخشی،ارزش آفرینی و افزایش کیفیت کار روان شناسان و مشاوران باشد. در اینجا هم کمی در این مورد نوشته ام.

یک تجزیه و تحلیل سطحی از رفتار گروهی از مشاوران و روان شناسانی داشتم که ظاهرا به عشق ورود به اکسپلور اینستاگرام از توجه به بعضی از اصول حرفه ای گری غافل هستند. ارزیابی نهایی من از آنچه مشاهده کردم خالی از خطا نیست با این حال فعلا این جمع بندی را اینجا می نویسم وموردی به آنها اشاره می کنم تا در فرصتی مناسب ترهر کدام را مفصل تر بررسی کنم یا درباره شان بنویسم.

به عنوان یک روان شناس در فضای دیجیتال برای حرکت در جهت رفتار حرفه ای چه مواردی را بهتر است

رعایت کنیم؟

۱- در پست ها و استوری ها و لایو و کلیپ ها بین دو واژه ی درمان و مشاوره

(Therapy and counseling) نه تنها مرز قائل شویم بلکه روی این تمایز تاکید کنیم .

۲- بین اولویت و اهمیت تمایز قائل شویم : آیا جذب مخاطب جزء اولویت هاست ؟ حرفه ای کار کردن اهمیتی دارد؟ چقدر اهمیت دارد؟

۳-بین جمله های انگیزشی،جمله های شعاری ،جمله های الهام بخش و جمله های تامل برانگیز تمایز قائل شویم.

۴- به شکل خاص و شفاف مشخص کنیم که دنبال کدام گروه از مخاطبان هستیم.

۵- رفتار و عملکردمان درفضای دیجیتال را نقد کنیم و حتی از بازخورد های مغرضانه به نفع بهبود کارمان استفاده کنیم؟

۶-در فضای دیجیتال بین هویت فردی و هویت حرفه ای تمایز قائل شویم و مشخص کنیم که هدف ما معرفی کدام یک به مخاطب است.

۷- اطلاعات،دانش یا بینشی که داریم را به اجبار به خورد مخاطب ندهیم و در نقش ” همیشه یاد دهنده” تثبیت نشویم.

۸- برای رقابت با همکاران به ” تقلید از رفتار ” بسنده نکنیم و به جای تقلیدهای سطحی ،مدل ذهنی کسانی را که به عنوان الگواز آنها تبعیت می کنیم، شناسایی و کشف کنیم و بفهمیم.

۹- گاهی این فرض که ” همه ی مردم به آموزش های روان شناختی نیاز دارند. ” را به چالش بکشیم.

۱۰- در انتخاب واژه ها و جمله بندی ها دقت کنیم وکلمات را به راحتی خرج نکنیم.

6 دیدگاه برای “روان شناس حرفه ای مطلوب جامعه ی امروز

  1. ساجده جان اگه یادت باشه قرار شد در مورد اینکه چرا اکثر مردم ( به خصوص در مجازی ) جوری شدند که دوست دارند زیاد حرف بزنند و در مورد هر چیزی اظهار نظر کنند ، با هم حرف بزنیم .
    امشب با خوندن پستت حس کردم دغدغه ای که توی ذهن من بوده به دغدغه تو نزدیکه و مطمئنن این دغدغه در مورد تخصص تو ، قابل اهمییت تره .
    و حس میکنم در این موارد کسی که دغدغه مند باشه یا به انزوا کشیده میشه و به ناچار سکوت میکنه و یا کمر همت رو میبنده تا بتونه ، مخاطبین رو اگاه کنه که البته کار خیلی سختیه

    چند وقت پیش این جمله رو خوندم و چقدر دوسش داشتم و فکر میکنم بی ارتباط با نوشته ی تو نباشه و به نظرم اگر هرانسانی میتونست گاهی مزه ای از سکوت بچشه ، شاید اتفاقای بهتری می افتاد

    -در سکوت صدایی‌ست
    دلی باید تا دریابد..

    ‏📓 مقالات شمس
    ✍ عالیجناب #شمس_تبریزی

    1. آره یادمه که قرار شد حرف بزنیم.
      راضیه
      به نظرم این که افراد فرصت و امکاناتی برای اظهار نظر کردن دارند مسئله نیست و اتفاقا خیلی هم بد نیست چون به هر حال فضای دیجیتال این فرصت رو دراختیار همه قرار داده و هر کسی به فراخور حال خودش میتونه از این فضا استفاده کنه.
      به نظرم مسئله ی مهمتر شیوه ی مواجهه ی ما با این شرایط هست .
      ما باید انتخاب کنیم که به حرف های چه کسانی توجه کنیم و چه کسانی رو نادیده بگیریم.
      و این انتخاب رو هم بر اساس ارزش ها و نیاز هامون انجام بدیم.

    1. راضیه تشخیص اش واقعا خیلی آسون نیست . فکر می کنم ما نیاز داریم که با ملاک های رفتار حرفه ای آشنا باشیم. خصوصا در رابطه با حرفه ها و مشاغلی که با اونها سر و کار داریم.
      نمی دونم از کدوم کتاب این جمله رو خوندم که : “هنرمند نمی گوید ،نشان می دهد.”
      نظرم اینه که یه فرد حرفه ای نیازی نداره دائم به مخاطب خودش یادآوری کنه که
      از خدمات ما استفاده کنید.
      ما به شما کمک می کنیم تا مشکل تون حل بشه
      تیم ما خیلی حرفه ای و کاربلد هست و…
      حداقل در حرفه ی ما یعنی روان شناسی ما نمی تونیم همون طور که یه فروشنده کالای خودش رو عرضه می کنه و از کیفیت کالا تعریف می کنه از خدمات خودمون تعریف کنیم .
      ارزنده بودن خدمات رو بیشتر در منش و رفتار و سبک تعامل با مخاطب میشه تشخیص داد.
      به نظرم یه فرقی که بین به قول تو مدعیان مجازی و متخصصان کار درست هست اینه که
      افراد مدعی خیلی نیاز دارند از ارزشمند بودن کارشون تعریف کنند و از هر روشی برای اثر گذاری مورد نظرشون روی مخاطب استفاده می کنند اما متخصصان به جای روش مستقیم
      تلاش برای جلب توجه و تعریف کردن و گفتن بیشتر نشون میدن کی هستند.

      البته می دونم این پاسخ کامل نیست و باید معیارهای شفاف تری وجود داشته باشه
      خودم هم الان در حال مطالعه و بررسی این موضوع هستم و امیدوارم بتونم جواب کامل تری براش پیدا کنم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *